رفتن به محتوا
فلک‌بینfalakbin.ir

آزمایشگاهمادهٔ تاریک

چرا ستاره‌های لبهٔ کهکشان آن‌قدر تند می‌چرخند؟

ستاره‌ها را دور مرکز کهکشان بچرخانید، سرعتشان را با آنچه از مادهٔ دیدنی انتظار می‌رود بسنجید و هالهٔ تاریک را کم و زیاد کنید تا منحنی چرخش صاف شود.

صحنه در مرورگر شما ساخته می‌شود…

روی کهکشان یا نمودار بزنید و بکشید تا شعاع سنجش جابه‌جا شود؛ نقطهٔ نارنجی با سرعت واقعی می‌رود و نقطهٔ توخالی با سرعتی که مادهٔ دیدنی به تنهایی می‌دهد.

هر ثانیه —
کهکشان

—

شکل هاله

منحنی‌ها
در فاصلهٔ —
—
از مادهٔ دیدنی
—
سهم مادهٔ تاریک از کشش
—
جرم درون این شعاع (هم‌ارز کروی)
—
یک دور کامل
—
فاصلهٔ مدل از داده
—

چرا

ستاره‌های لبه بیش از آنچه می‌بینیم کشیده می‌شوند

هر چیزی که در مدار دایره‌ای می‌چرخد، سرعتش را جرمِ درونِ مدارش تعیین می‌کند: v² = GM/r. در منظومهٔ شمسی تقریباً همهٔ جرم در خورشید است، پس سیاره‌های دورتر آهسته‌ترند. نور یک کهکشان مارپیچی هم در مرکزش جمع است و بیرون از چند کیلوپارسک به‌سرعت کم می‌شود؛ انتظار داریم ستاره‌ها و گاز لبه هم آهسته‌تر بروند. ورا روبین و کنت فورد در دههٔ ۱۹۷۰ با طیف‌سنجی نور ستاره‌ها و گاز، و رادیواخترشناسان با خط ۲۱ سانتی‌متری هیدروژن تا دورتر از ستاره‌ها، دیدند منحنی چرخش بیرون از قرص تقریباً صاف می‌ماند. پیش‌تر، در ۱۹۳۳، فریتس زوئیکی از سرعت کهکشان‌های خوشهٔ گیسو حدس زده بود که جرمی نادیدنی در کار است.

منحنی صاف یعنی جرمِ درون شعاع r با خودِ r بالا می‌رود (M ∝ r)، حتی جایی که دیگر ستاره و گازی دیده نمی‌شود. پذیرفته‌ترین توضیح، هاله‌ای کروی از ماده‌ای است که نور نمی‌دهد و نمی‌گیرد و فقط گرانش دارد: مادهٔ تاریک. در راه شیری، بیرون از جای خورشید بیشتر جرم از همین هاله است. عدسی گرانشی، تابش زمینهٔ کیهانی و خوشهٔ گلوله هم جداگانه به همین می‌رسند. با این همه هنوز کسی مادهٔ تاریک را مستقیم آشکار نکرده و نمی‌دانیم از چه ساخته شده است؛ گروهی هم به جای آن قانون گرانش را تغییر می‌دهند (پرسش‌های رایج پایین صفحه).

روش

این صحنه چطور کار می‌کند

روش کار فلک‌بین

سرعت چرخش در هر شعاع از جمع گرانش همهٔ بخش‌های کهکشان به دست می‌آید؛ مجذور سرعت‌ها با هم جمع می‌شوند، همان کاری که اخترشناسان هنگام برازش منحنی چرخش می‌کنند. برآمدگی یک کرهٔ هرنکوئیست است، قرص ستاره‌ای و گاز دو قرص نازک نمایی‌اند (فرمول فریمن ۱۹۷۰ با تابع‌های بسل) و هالهٔ تاریک یا کرهٔ هسته‌دارِ شبه‌هم‌دما است یا نیم‌رخ NFW که شبیه‌سازی‌های کیهانی می‌دهند. لغزندهٔ هاله جرم آن را تا لبهٔ نمودار تعیین می‌کند و لغزندهٔ دیگر شعاع هسته یا مقیاسش را، یعنی اولی مقدار است و دومی شکل. دکمهٔ «برازش با داده» با روش نلدر–مید جرم قرص، جرم هاله و شعاع آن را چنان می‌گذارد که منحنی کمترین فاصله را با نقطه‌ها داشته باشد؛ جرم قرص فقط میان نیم و ۱٫۶ برابر آنچه نورش می‌گوید آزاد است.

نقطه‌های راه شیری از Eilers و همکاران (۲۰۱۹) است: سرعت ۲۳ هزار غول سرخ با داده‌های Gaia و APOGEE از ۵ تا ۲۵ کیلوپارسک، که در جای خورشید ۲۲۹ کیلومتر بر ثانیه می‌دهد. نقطه‌های NGC 3198 و DDO 154 از پایگاه SPARC است (Lelli و همکاران، ۲۰۱۶)؛ بخش بیرونی منحنی NGC 3198 بر اندازه‌گیری‌های هیدروژن Begeman (۱۹۸۹) استوار است. قرص و گاز این دو کهکشان برازش نمایی همان مدل‌های جرم SPARC‌اند (نور ۳٫۶ میکرونی با نسبت جرم به نور ۰٫۵ و گاز هیدروژن با هلیومش)، و جرم‌های راه شیری عددهای گردشده از مدل‌های منتشرشده (McMillan، ۲۰۱۷؛ Bland-Hawthorn و Gerhard، ۲۰۱۶). سرعت سیاره‌ها از برگهٔ داده‌های سیاره‌ای ناسا است. هالهٔ پیش‌فرض هر کهکشان را خودمان با همین داده‌ها برازش کرده‌ایم؛ با آن، سرعت در ۸ کیلوپارسکی مرکز راه شیری ۲۳۰ کیلومتر بر ثانیه می‌شود و منحنی مادهٔ دیدنی بیرون از ۱۵ کیلوپارسک مثل کپلر افت می‌کند.

هر ستارهٔ تصویر روی دایره‌ای با سرعتِ همان منحنی در شعاع خودش می‌چرخد، پس با عوض شدن جرم‌ها هر حلقه تند یا کند می‌شود. بازوهای مارپیچ اینجا موج چگالی‌اند، همان توضیح رایج لین و شو: الگویی که با یک سرعت می‌چرخد و ستاره‌ها از آن می‌گذرند؛ ستاره‌های جوان و ابرهای گاز وقتی در بازو هستند روشن‌ترند. (بازوهای بسیاری از کهکشان‌های واقعی گذراتر از این‌اند.) با «بی مادهٔ تاریک» هر ستاره همان سرعتی را که داشت نگه می‌دارد و از آن لحظه با انتگرال‌گیر جهشی (leapfrog) فقط در گرانش مادهٔ دیدنی حرکت می‌کند. ساده‌سازی‌ها: کهکشان کاملاً تقارن محوری دارد (میلهٔ راه شیری فقط در تصویر است و برای همین داده‌های درون ۵ کیلوپارسک کنار گذاشته شده‌اند)، قرص‌ها ضخامت ندارند و نمایی خالص‌اند (نور مرکز NGC 3198 از قرص نمایی پرتر است و مدل درون ۳ کیلوپارسک آن را کمتر می‌گیرد)، گاز به جای حفرهٔ مرکزی واقعی‌اش یک قرص نمایی است، فشار و حرکت‌های تصادفی ستاره‌ها حساب نمی‌شوند، «جرم درون این شعاع» هم‌ارز کروی v²r/G است و «سهم مادهٔ تاریک» سهم هاله از کشش گرانشی در همان شعاع (v²هاله/v²).

پرسش‌های رایج

مادهٔ تاریک از چه ساخته شده است؟

هنوز کسی نمی‌داند. می‌دانیم گرانش دارد، نور نمی‌دهد و جذب نمی‌کند، و با مادهٔ معمولی جز از راه گرانش تقریباً برهم‌کنشی ندارد. بیشتر دانشمندان گمان می‌کنند ذره‌ای ناشناخته است، مثلاً ذره‌های سنگین کم‌برهم‌کنش (WIMP) یا آکسیون‌ها، ولی آزمایش‌های زیرزمینی و برخورددهنده‌ها تا امروز چیزی پیدا نکرده‌اند. ستاره‌های خاموش، سیاه‌چاله‌های ستاره‌ای و گاز سرد از مادهٔ معمولی‌اند، و تابش زمینهٔ کیهانی و فراوانی عنصرهای سبک نشان می‌دهند مادهٔ معمولی برای این کار بسیار کم است. سیاه‌چاله‌های آغازینِ مانده از نخستین لحظه‌های کیهان هنوز گزینه‌ای‌اند که کامل کنار گذاشته نشده‌اند. بر پایهٔ اندازه‌گیری‌های ماهوارهٔ پلانک، مادهٔ تاریک حدود پنج برابر مادهٔ معمولی است.

عدسی گرانشی چیست و چه ربطی به مادهٔ تاریک دارد؟

جرم، فضا-زمان را خم می‌کند و نوری که از کنارش می‌گذرد مسیرش کج می‌شود؛ پس خوشه‌ای از کهکشان‌ها مثل یک عدسی، تصویر کهکشان‌های پشت سرش را کش می‌دهد، کمانی می‌کند یا چندتایی نشان می‌دهد. از میزان این خمش می‌شود کل جرم عدسی را حساب کرد، چه دیده شود و چه نه. در خوشه‌های کهکشانی این جرم چند برابر جرم ستاره‌ها و گاز داغ آن‌هاست؛ همان کمبودی که منحنی چرخش در هر کهکشان نشان می‌دهد.

خوشهٔ گلوله چیست؟

دو خوشهٔ کهکشانی که حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش از میان هم گذشته‌اند (1E 0657-558). بیشتر مادهٔ معمولی آن‌ها گاز داغی است که با پرتو ایکس دیده می‌شود؛ این گازها به هم خوردند، کند شدند و وسط ماندند. ولی نقشهٔ جرم که از عدسی گرانشی ساخته شد (Clowe و همکاران، ۲۰۰۶) نشان داد بیشتر جرم همراه کهکشان‌ها از هم رد شده و جلوتر است. یعنی بیشتر جرم چیزی است که مثل گاز به هم نمی‌خورد: مادهٔ تاریک. این یکی از محکم‌ترین شاهدهاست، چون توضیحش با عوض کردن قانون گرانش بسیار سخت است.

شاید قانون گرانش در فاصله‌های دور فرق دارد و مادهٔ تاریکی در کار نیست؟

این ایده نامش MOND است (موردخای میلگروم، ۱۹۸۳): وقتی شتاب گرانشی از حدود یک ده‌میلیاردم متر بر مجذور ثانیه کمتر شود، گرانش آهسته‌تر از قانون نیوتن ضعیف شود. MOND منحنی چرخش بسیاری از کهکشان‌ها را با همان مادهٔ دیدنی به‌خوبی پیش‌بینی می‌کند و هنوز پژوهش فعالی است. ولی در خوشه‌های کهکشانی، خوشهٔ گلوله و الگوی تابش زمینهٔ کیهانی بی ماده‌ای نادیدنی از پس کار برنمی‌آید؛ برای همین بیشتر کیهان‌شناسان مادهٔ تاریک را توضیح بهتر می‌دانند.

چرا در کهکشان کوتوله هالهٔ هسته‌دار بهتر از NFW با داده جور می‌شود؟

شبیه‌سازی‌های کیهانی هالهٔ NFW می‌دهند که چگالی‌اش تا مرکز تند بالا می‌رود (کاسپ). ولی منحنی بسیاری از کهکشان‌های کوتوله، مثل DDO 154، در مرکز آرام و تقریباً خطی بالا می‌رود که نشانهٔ هسته‌ای با چگالی ثابت است. این «مسئلهٔ کاسپ و هسته» است. شاید باد ابرنواخترها و جابه‌جا شدن گاز، مادهٔ تاریک مرکز را بیرون رانده باشد، شاید هم مادهٔ تاریک ویژگی‌ای دارد که نمی‌شناسیم. در همین صحنه کوتوله را انتخاب کنید، شکل هاله را عوض کنید و دکمهٔ برازش را بزنید تا فرق را ببینید.

دور خورشید هم مادهٔ تاریک هست؟ چرا اثرش را در منظومهٔ شمسی نمی‌بینیم؟

هست، ولی بسیار رقیق: در همسایگی خورشید چگالی‌اش حدود یک صدم جرم خورشید در هر پارسک مکعب است. همهٔ مادهٔ تاریکِ درون مدار نپتون روی هم تقریباً به جرم یک سیارک ده‌ها کیلومتری می‌رسد، در برابر خورشیدی که هزاران میلیارد برابر سنگین‌تر است. برای همین سیاره‌ها منحنی کپلری دارند. اثر مادهٔ تاریک فقط در مقیاس هزاران سال نوری دیده می‌شود، جایی که حجم عظیمش جرم زیادی جمع می‌کند.

آزمایشگاه

شبیه‌سازهای دیگر

همهٔ آزمایشگاه‌ها