رفتن به محتوا
فلک‌بینfalakbin.ir
کانال تلگرام

صفحهٔ اصلی فلک‌بین

آسمان

فضا

زمین

دانش

ابزار

حساب و فرمول

تاریخ و زمان

واحد و اندازه

ریاضی

آسمان و فضا

بدن

آزمایشگاه

آسمان

منظومه و فضا

زمین

نور و کیهان

کیهان و اخترفیزیک

فلک‌بین

کانال فلک‌بین در تلگرام

آزمایشگاهامواج گرانشی

وقتی دو سیاه‌چاله به هم می‌رسند، فضا-زمان چطور می‌لرزد و اگر موجش را به صدا درآوریم چه می‌شنویم؟

دو سیاه‌چاله یا دو ستارهٔ نوترونی را دور هم بچرخانید تا به هم برسند؛ موجی را که در فضا-زمان می‌فرستند ببینید، «چیرپ» آن را بشنوید و ببینید چرا آشکارساز LIGO باید تفاوت طولی‌ای صدها تا هزاران بار کوچک‌تر از یک پروتون را بسنجد.

در حال بارگذاری صحنه…

صفحه را بکشید تا بچرخد؛ یک ضربه پخش یا توقف

رویدادهای واقعی
حلقهٔ ذره‌ها
صدا

اکنون
—
فرکانس موج در زمین
—
کرنش اکنون
—
جرم چیرپ
—
جرم کل
—
فرکانس در درونی‌ترین مدار پایدار (ISCO)
—
اوج کرنش
—
اختلاف طول دو بازوی LIGO در اوج
—
آنچه ماند
—
انرژی که موج برد
—
اوج توان موج
—
انتقال به سرخ
—
زمان از ۲۰ هرتز تا اوج
—

چرا

چرا مدار تنگ می‌شود و موج «جیک» می‌زند

دو جرمی که به دور هم می‌چرخند فضا-زمان را مثل همزنی در آب به لرزه می‌اندازند و موجی می‌فرستند که با سرعت نور می‌رود و انرژی می‌برد. انرژی که برود، دو جرم به هم نزدیک‌تر و تندتر می‌شوند، و هرچه تندتر، موج قوی‌تر و انرژی بیشتری می‌رود. نتیجه «چیرپ» است: فرکانس موج دو برابر فرکانس چرخش است و همراه بلندی‌اش بالا می‌رود تا دو جرم در یک چشم برهم زدن یکی شوند و سیاه‌چالهٔ تازه مثل زنگی که به آن کوبیده باشند چند بار «طنین» بیندازد و آرام شود. در مارپیچ، شتاب بالا رفتن فرکانس را تقریباً فقط یک عدد تعیین می‌کند، «جرم چیرپ»؛ LIGO جرم چیرپ را از همین شتاب خواند.

موج گرانشی فاصله‌ها را در صفحهٔ عمود بر راهش عوض می‌کند: در یک سو کش می‌آورد و در سوی عمود بر آن فشرده می‌کند، و نیم‌چرخه بعد برعکس. این همان رقص حلقهٔ ذره‌هاست، با دو قطبش «+» و «×». ولی فضا بسیار سفت است: موجی که از ادغام دو سیاه‌چاله، یعنی پرتوان‌ترین رویداد شناخته‌شده، به زمین می‌رسد هر متر را فقط حدود ۱۰−۲۱ متر کش می‌دهد. برای همین LIGO دو بازوی ۴ کیلومتری عمود بر هم دارد و نور لیزر صدها بار در هر بازو رفت‌وبرگشت می‌کند تا تفاوت طولی صدها تا هزاران بار کوچک‌تر از یک پروتون را بسنجد؛ و برای همین دو آشکارساز دور از هم می‌خواهد تا لرزش کامیون و زمین‌لرزه را از موج آسمانی جدا کند.

رویدادهای واقعی

سه موجی که آشکارسازها شنیدند

جرم‌ها و فاصله‌ها از گزارش‌های همکاری LIGO و Virgo، با عدد میانه؛ هر کدام را بزنید تا صحنه آن را بسازد.

روش

این صحنه چطور کار می‌کند

روش کار فلک‌بین

مارپیچ با «فرمول چهارقطبی» اینشتین، یعنی نخستین تقریب پسانیوتونی، در همین مرورگر حساب می‌شود. همه‌چیز آن از یک عدد می‌آید، جرم چیرپ (ℳ = (m₁m₂)^۳/۵ ÷ (m₁+m₂)^۱/۵): فرکانس موج با زمانِ مانده تا ادغام به توان منفی سه‌هشتم بالا می‌رود و بلندی‌اش با فرکانس به توان دوسوم و با عکس فاصله. فرکانس موج دو برابر فرکانس چرخش است. این قانون را از درونی‌ترین مدار پایدار (ISCO، حدود ۴۴۰۰ هرتز تقسیم بر جرم کل به جرم خورشید) جلوتر می‌بریم، تا فرکانسی که شبیه‌سازی‌های عددی نسبیت عام برای اوج موج می‌دهند (برای دو جرم برابر حدود ۲٫۶ برابر فرکانس ISCO)، و در همین راه بلندی موج را آرام به اوجی می‌رسانیم که همان شبیه‌سازی‌ها می‌دهند، چون فرمول چهارقطبی آنجا بلندی را بیش از اندازه می‌گوید. فاصله، فاصلهٔ درخشندگی است؛ انتقال به سرخش از کیهان تخت با H₀ = ۶۷٫۷ و Ωm = ۰٫۳۱ می‌آید، و در زمین همهٔ فرکانس‌ها به نسبت ۱+z پایین‌تر و همهٔ زمان‌ها به همان نسبت کش‌آمده‌ترند؛ برای همین جرمی که از شکل موج خوانده می‌شود (۱+z) برابر جرم واقعی است.

ادغام و طنین پدیدارشناختی‌اند، نه حل معادله‌های اینشتین: پس از اوج، موج سینوسیِ میرایی است با فرکانس و زمان میرایی «مُد شبه‌بهنجار» سیاه‌چالهٔ تازه (برازش‌های Berti، Cardoso و Will)، و جرم و چرخش سیاه‌چالهٔ تازه از برازش‌های شبیه‌سازی‌های عددی برای سیاه‌چاله‌های بی‌چرخش می‌آید: برای دو جرم برابر حدود ۵ درصد جرم به موج بدل می‌شود و چرخش حدود ۰٫۶۹ می‌ماند. پس نزدیک اوج، شکل موج ده‌ها درصد با موج واقعی فرق می‌کند، ولی فرکانس اوج و طنین، اوج کرنش، جرم و چرخش پایانی، انرژی تابیده و اوج توان تا چند درصد با برازش‌های نسبیت عددی برای همین جرم‌ها می‌خوانند، و برای سه رویداد واقعی با گزارش‌های LIGO و Virgo. چرخش خود سیاه‌چاله‌ها، چرخش صفحهٔ مدار و هماهنگ‌های بالاتر موج در نظر گرفته نشده‌اند. جرم زیر ۲٫۳ جرم خورشید ستارهٔ نوترونی است و بالاتر از آن سیاه‌چاله، چون ستارهٔ نوترونی سنگین‌تری نمی‌شناسیم. دو ستارهٔ نوترونی را ۱۲ کیلومتری گرفته‌ایم: چیرپ وقتی به هم می‌رسند تمام می‌شود و آنچه پس از برخورد می‌آید فقط طرحی است از طنین ستارهٔ ادغام‌شده نزدیک ۲٫۶ کیلوهرتز، که LIGO نتوانست بشنود؛ اگر جرم دو ستاره روی هم از حدود ۳ بیشتر باشد (این مرز به معادلهٔ حالت ناشناختهٔ ماده در ستاره بستگی دارد)، بی‌درنگ سیاه‌چاله می‌شوند و طنین همان سیاه‌چاله می‌آید. سیاه‌چاله و ستارهٔ نوترونی را مثل دو سیاه‌چاله حساب می‌کنیم: سیاه‌چالهٔ بی‌چرخشی که چند برابر سنگین‌تر باشد، ستاره را پیش از آنکه کشند تکه‌تکه‌اش کند یک‌جا فرو می‌بلعد.

ساعت صحنه ساعت واقعی نیست: یک ثانیهٔ واقعی برای دو سیاه‌چالهٔ سنگین فقط چند ده چرخه است و برای دو ستارهٔ نوترونی هزاران چرخه. پس صحنه دو جرم را با سرعتی می‌چرخاند که چشم دنبال کند و آرام‌آرام تندتر شود، ولی هر دوری که می‌بینید یک دور واقعی است؛ شکل موجِ پایین صحنه با زمان واقعی کشیده شده است. شبکهٔ فضا و چاه زیر هر جرم فقط تصویر است و بلندی موج‌ها بی‌اندازه بزرگ‌نمایی شده؛ حلقهٔ ذره‌ها و بازوهای LIGO هم بزرگ‌شده‌اند: ضریب بزرگ‌نمایی حلقه زیرش نوشته شده و اختلاف طول واقعی بازوها کنارشان. آشکارساز صحنه درست زیر منبع است و بازوهایش با قطبش + هم‌راستایند، پس همهٔ h₊ را حس می‌کند و هیچ از h×. آشکارساز واقعی آمیزه‌ای از دو قطبش را می‌بیند، هر کدام با ضریبی کمتر از یک که به جای منبع در آسمان و جهت بازوها بستگی دارد؛ برای همین هانفورد از GW150914 اوج حدود ۱٫۰×۱۰⁻²¹ را ثبت کرد، حدود نصف عددی که صحنه با همان جرم‌ها، فاصله و زاویهٔ دید برای آشکارسازی درست زیر منبع می‌دهد. صدا شکل موج مصنوعیِ قطبش انتخابی است (در حالت هر دو، h₊)، با فرکانس واقعی یا دو اکتاو بالاتر و همیشه با زمان واقعی؛ فقط بلندی آن کمی فشرده شده تا آغاز آرام چیرپ هم شنیده شود، و از چیرپی که بیش از هشت ثانیه در گسترهٔ LIGO می‌ماند (دو ستارهٔ نوترونی) فقط هشت ثانیهٔ آخر پخش می‌شود. صدا و منحنی این صفحه دادهٔ ثبت‌شدهٔ آشکارساز نیستند، بلکه خروجی مدل آموزشی‌اند. صدا قطبش انتخابی را دنبال می‌کند؛ در حالت هر دو، مانند آشکارساز هم‌راستا با +، قطبش + شنیده می‌شود. بلندی صدا نرمال شده و اندازه‌گیری کرنش نیست؛ قطبش × در دید دقیقاً لبه‌ای صفر است. برای دوتایی مختلطِ ستارهٔ نوترونی–سیاه‌چاله، پایان موج از تقریب سیاه‌چاله استفاده می‌کند و گسیختگی کشندی را مدل نمی‌کند. آستانهٔ ۳ جرم خورشید برای رمبش فوری و مرز ۲٫۳ برای تشخیص ستارهٔ نوترونی قواعد آموزشی‌اند و به معادلهٔ حالت و چرخش وابسته‌اند.

پرسش‌های رایج

  1. موج گرانشی چیست و با چه سرعتی می‌رود؟

    لرزشی در خود فضا-زمان است که جرم‌های شتاب‌دار، مثل دو جرم چرخان به دور هم، می‌فرستند؛ اینشتین آن را در ۱۹۱۶ از نسبیت عام پیش‌بینی کرد. نخستین گواهش غیرمستقیم بود: تپ‌اختر دوتایی هالس و تیلور (۱۹۷۴) درست به همان اندازه‌ای که این موج‌ها انرژی می‌برند تنگ‌تر می‌شود (نوبل ۱۹۹۳)؛ و نخستین بار LIGO در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۵ خود موج را ثبت کرد. موج گرانشی با سرعت نور می‌رود: در رویداد GW170817 پرتو گامای همان ادغام ۱٫۷ ثانیه پس از موج گرانشی رسید، پس از ۱۳۰ میلیون سال سفر، و این نشان داد سرعت این دو تا حدود یک میلیون‌میلیاردم با هم برابر است.

  2. چیرپ چیست و جرم چیرپ چه می‌گوید؟

    چیرپ صدای پرنده است و اینجا یعنی موجی که فرکانس و بلندی‌اش با هم بالا می‌روند. دو جرم با فرستادن موج انرژی از دست می‌دهند و به هم نزدیک‌تر و تندتر می‌شوند. شتاب این بالا رفتن را در مارپیچ فقط ترکیبی از دو جرم تعیین می‌کند، یعنی جرم چیرپ؛ پس با اندازه‌گرفتن فرکانس و آهنگ تغییرش، جرم چیرپ به دست می‌آید. برای GW150914 این عدد در زمین حدود ۳۰ جرم خورشید بود و پس از جبران انتقال به سرخ حدود ۲۸؛ همراه با فرکانس اوج (حدود ۱۵۰ هرتز) نشان داد جرم‌ها آن‌قدر زیاد و در پایان آن‌قدر به هم نزدیک بودند که جز سیاه‌چاله نمی‌توانستند باشند.

  3. LIGO چطور جابه‌جایی‌ای کوچک‌تر از یک پروتون را می‌سنجد؟

    LIGO یک تداخل‌سنج لیزری است با دو بازوی ۴ کیلومتری عمود بر هم. نور لیزر نیم می‌شود، در هر بازو حدود ۳۰۰ بار میان دو آینه رفت‌وبرگشت می‌کند و دوباره به هم می‌رسد. اگر دو بازو درست هم‌اندازه باشند، دو نیمه هم را خاموش می‌کنند؛ موج گرانشی یکی را کمی بلند و دیگری را کوتاه می‌کند و کمی نور به آشکارساز نوری می‌رسد. آینه‌ها روی آونگ‌های چندطبقه در خلأ آویزان‌اند تا لرزش زمین به آن‌ها نرسد، و دو آشکارساز در هانفورد و لیوینگستون، ۳۰۰۰ کیلومتر دور از هم، باید با چند میلی‌ثانیه فاصله یک چیز را ببینند.

  4. آیا واقعاً می‌شود موج گرانشی را شنید؟

    موج گرانشی صدا نیست: لرزش هوا نیست، در خلأ می‌رود و گوش آن را حس نمی‌کند. ولی فرکانس آن برای ادغام سیاه‌چاله‌های ستاره‌ای در همان گسترهٔ شنوایی ماست. موج GW150914 از حدود ۳۵ تا ۲۵۰ هرتز بالا رفت؛ اگر همان شکل موج را به بلندگو بدهید، بی هیچ جابه‌جایی فرکانس یک «وووپ» کوتاه می‌شنوید؛ صدای این صحنه هم همین است، صدای خود فضا نیست. برای سیاه‌چاله‌های سنگین‌تر فرکانس بم‌تر از آن است که بلندگوی گوشی پخش کند، و صحنه آن را دو اکتاو (چهار برابر) بالا می‌برد و همین را روی دکمه می‌گوید.

  5. GW170817 چه چیزی به ما یاد داد؟

    نخستین بار بود که یک رویداد را هم با موج گرانشی و هم با نور دیدیم. ۱٫۷ ثانیه پس از ادغام دو ستارهٔ نوترونی، Fermi و INTEGRAL انفجار کوتاه پرتو گاما دیدند، و حدود ۱۱ ساعت بعد تلسکوپ‌ها کیلونوا را در کهکشان NGC 4993 پیدا کردند. نور و طیف کیلونوا نشان داد که در این برخوردها عنصرهای سنگینِ «فرایند r» ساخته می‌شوند؛ طلا و پلاتین هم به احتمال زیاد از همین راه‌اند. از همین رویداد سرعت گرانش را با دقتی بی‌سابقه سنجیدیم و ثابت هابل را برای نخستین بار بی نردبان فاصله‌های کیهانی اندازه گرفتیم.

  6. آیا موج گرانشی برای ما خطرناک است؟

    نه. موجی که از ادغام دو سیاه‌چاله به زمین می‌رسد بدن شما را حدود یک‌میلیونیم قطر یک پروتون کش می‌دهد، و موج تقریباً بی هیچ برهم‌کنشی از همهٔ مادهٔ زمین می‌گذرد. همین ضعف است که شنیدنش را سخت می‌کند: اوج توان GW150914 از نور همهٔ ستاره‌های کیهانِ دیدنی با هم بیشتر بود، ولی آنچه به ما رسید فقط با سازه‌ای مثل LIGO سنجیدنی است. آینده‌اش آشکارسازهای بزرگ‌تر روی زمین، LISA در فضا برای ادغام سیاه‌چاله‌های ابرپرجرم، و شبکه‌های تپ‌اختری برای موج‌های بسیار کندتر است.

آزمایشگاه

آزمایشگاه‌های دیگر

همهٔ آزمایشگاه‌ها