رفتن به محتوا
فلک‌بینfalakbin.ir
کانال تلگرام

صفحهٔ اصلی فلک‌بین

آسمان

فضا

زمین

دانش

ابزار

حساب و فرمول

تاریخ و زمان

واحد و اندازه

ریاضی

آسمان و فضا

بدن

آزمایشگاه

آسمان

منظومه و فضا

زمین

نور و کیهان

کیهان و اخترفیزیک

فلک‌بین

کانال فلک‌بین در تلگرام

آزمایشگاهسیاه‌چاله

کنار یک سیاه‌چاله نور و زمان چه می‌شوند؟

از کنار سیاه‌چاله‌ای با جرم دلخواه بگذرید و ببینید چطور آسمان پشتش را خم می‌کند، قرص داغ دورش چه شکلی است و ساعتی که به افق نزدیک می‌شود چقدر کند می‌رود.

در حال بارگذاری صحنه…

Sgr A*

بکشید تا دور سیاه‌چاله بچرخید و بالا و پایین بروید؛ با دو انگشت یا لغزندهٔ فاصله نزدیک شوید. rs یعنی شعاع شوارتزشیلد.

زمان
سیاه‌چاله‌های واقعی

آسمان پشت
شعاع شوارتزشیلد (افق)
—
قطر ظاهری سایه (۵٫۲ rs)
—
کرهٔ فوتون (۱٫۵ rs)
—
درونی‌ترین مدار پایدار (۳ rs)
—
ساعت شما در برابر ساعت دور
—
کشش میان سر و پا
—
داغ‌ترین حلقهٔ قرصی نازک که با یک‌دهم حد ادینگتون تغذیه شود (تقریبی)
—

چرا

سیاه‌چاله را نمی‌بینیم؛ سایه‌اش را می‌بینیم

از خود سیاه‌چاله هیچ نوری بیرون نمی‌آید؛ آنچه می‌بینیم جای خالی‌ای است در نور پشت و دورش. گرانش راه نور را خم می‌کند و در ۱٫۵ برابر شعاع شوارتزشیلد، در «کرهٔ فوتون»، نور حتی می‌تواند دور سیاه‌چاله بچرخد. هر پرتویی که از بیرون بیاید و از این کره پایین‌تر برود دیگر بیرون نمی‌آید؛ پس سایه از خود افق بزرگ‌تر است: از دور، قطرش ۵٫۲ برابر شعاع شوارتزشیلد دیده می‌شود. خود افق هیچ‌وقت دیده نمی‌شود؛ سایه جای خالی‌ای است که این پرتوهای گم‌شده در آسمان می‌گذارند. نور ستاره‌های پشت هم از دو سو دور سیاه‌چاله می‌پیچد و به چشم ما می‌رسد: هر ستاره دست‌کم دو تصویر دارد (و تصویرهای بسیار کم‌نورتری که دور سایه پیچیده‌اند)، و ستاره‌ای که درست پشت باشد حلقه‌ای کامل می‌شود.

قرص برافزایشی گازی است که دور سیاه‌چاله می‌چرخد و از اصطکاکِ لایه‌های آشفته‌اش داغ می‌شود. نزدیک‌تر از سه برابر شعاع شوارتزشیلد هیچ مدار دایره‌ای پایداری نیست و گاز به درون می‌افتد؛ لبهٔ درونی قرص همین‌جاست. گاز آنجا با نیمی از سرعت نور می‌چرخد: سویی که به سوی ما می‌آید پرنورتر و آبی‌تر است و سویی که دور می‌شود کم‌نورتر و سرخ‌تر (اثر دوپلر و پرتوافکنی نسبیتی)، و همهٔ قرص کمی سرخ‌تر، چون نورش از چاه گرانش بالا می‌آید. نیمهٔ پشتی قرص هم پنهان نمی‌ماند: نورش از روی سیاه‌چاله خم می‌شود و بالا و پایین سایه دیده می‌شود. همین است که تصویر سیاه‌چاله را آن شکل آشنا می‌دهد.

زمان و کشند

اگر آنجا بودید

ناظری که در همان فاصلهٔ بالا با موشک بی‌حرکت ایستاده است، با همان جرم سیاه‌چاله. کشش کشندی برای کسی که آزادانه به درون می‌افتد هم همین است؛ فقط شتاب موشک مال ایستادن است. نزدیک‌تر بروید یا جرم را عوض کنید.

فاصلهٔ شما
—
ساعت شما در برابر ساعت دور
—
یک ساعت شما در ساعت دور
—
شتابی که موشک باید بدهد تا بمانید
—
کشش سر و پا اینجا
—
کشش سر و پا در لبهٔ افق
—
جایی که کشش به ۱۰ g می‌رسد
—
سیاه‌چالهجرمشعاع افقکشش سر و پا در افقکشش ۱۰ g در
Cygnus X-1۲۱ جرم خورشید———
Sgr A*۴٫۳ میلیون———
M87*۶٫۵ میلیارد———

کشش کشندی با جرم تقسیم بر مکعب فاصله بالا می‌رود، ولی افق با خود جرم بزرگ می‌شود؛ پس در لبهٔ افق، کشش با مجذور جرم کم می‌شود. کنار سیاه‌چاله‌ای ستاره‌ای، هزاران کیلومتر پیش از افق کشش به ده‌ها g می‌رسد و پیش از رسیدن به افق رشته‌ای می‌شوید؛ از افق ⁦Sgr A*⁩ یا ⁦M87*⁩ در سقوط آزاد بی‌آنکه چیزی حس کنید می‌گذرید، و فقط بیرون آمدن دیگر ممکن نیست.

گام‌به‌گام

شش چیز که در صحنه می‌بینید

هر کدام را بزنید تا صحنه برای همان آماده شود.

روش

این صحنه چطور کار می‌کند

روش کار فلک‌بین

تصویر را مرورگر شما پیکسل‌به‌پیکسل می‌سازد، با دنبال کردن نور به عقب: از چشم ناظر پرتویی به سوی هر پیکسل فرستاده می‌شود و راهش در فضای خمیدهٔ شوارتزشیلد (سیاه‌چالهٔ بی‌چرخش و بی‌بار) با معادلهٔ مدار نور، ⁦u'' + u = (3/2)·rs·u²⁩ با ⁦u = 1/r⁩، گام‌به‌گام حساب می‌شود. پرتویی که به افق برسد سیاه می‌ماند و سایه را می‌سازد؛ پرتویی که بگریزد، از سویی که بیرون رفته رنگ آسمان پشت را برمی‌دارد. حلقهٔ اینشتین، تصویرهای دوم و حلقه‌های باریک نزدیک سایه خودشان از همین حساب بیرون می‌آیند و دستی کشیده نشده‌اند. همهٔ اندازه‌ها بر حسب شعاع شوارتزشیلد (⁦rs = 2GM/c²⁩) است، پس تصویر برای هر جرمی یکی است؛ جرم فقط کیلومترها و ثانیه‌های کنار صحنه را عوض می‌کند.

قرص نازک و کدر است و از درونی‌ترین مدار پایدار (۳ rs) تا ۱۴ rs می‌رسد؛ گازش در مدار دایره‌ای کپلری می‌چرخد. دمای هر حلقه از مدل استاندارد قرص نازک (شاکورا و سونیایف، در شکل نیوتنی‌اش و بی گشتاور در لبهٔ درونی) است که در ۴٫۱ rs به بیشینه می‌رسد؛ حساب کامل نسبیتی (پیج و تورن) بیشینه را در ۴٫۸ rs و حدود یک‌پنجم سردتر می‌دهد. رنگ و نوری که به ناظر می‌رسد با ضریب g جابه‌جا می‌شود که اثر دوپلرِ گاز چرخان، کند شدن زمان کنار سیاه‌چاله و بالا آمدن نور از چاه گرانش را با هم دارد: دما g برابر و روشنایی g به توان چهار. رنگ‌ها نمادین‌اند: قرص واقعی کنار سیاه‌چاله‌ای ستاره‌ای حدود ده میلیون کلوین داغ است و پرتو ایکس می‌دهد، و کنار سیاه‌چاله‌ای ابرپرجرم ده‌ها هزار کلوین و بیشتر فرابنفش (دما با توان یک‌چهارم جرم پایین می‌آید)؛ اینجا داغ‌ترین حلقه به حدود ۴۲۰۰ کلوین برده شده و نسبت‌ها مانده است. رگه‌های قرص فقط تصویری از آشفتگی گازند که با سرعت مداری خودشان می‌چرخند، نه مدلی از آن. ناظر در جای خود ساکن است (موشکی نگهش داشته)، نه در حال سقوط؛ آسمانی که می‌بیند را با زاویه‌های قاب خود او حساب کرده‌ایم، و نور ستاره‌ها برای او آبی‌تر و پرنورتر است. آسمان پشت ساختگی است.

در WebGL هر پیکسل این معادله را با روش رونگه–کوتای مرتبهٔ چهار در گام‌های ۰٫۰۶ رادیانی تا کمی بیش از دو دور حل می‌کند؛ پرتویی که هنوز می‌چرخد سیاه می‌ماند، چون در کمتر از یک ده‌هزارم لبهٔ سایه است. صحنه با وضوح کمتر کشیده و بزرگ می‌شود (وضوح خودش را با سرعت دستگاه تنظیم می‌کند) و وقتی صحنه می‌ایستد، تصویر کامل در چند نوبت کشیده می‌شود. مرورگری که WebGL ندارد همین حساب را با جاوااسکریپت در وضوح کمتر انجام می‌دهد. با همین حساب سنجیده‌ایم: شعاع سایه ۲٫۵۹۸ rs (برابر ⁦3√3/2⁩)، کرهٔ فوتون ۱٫۵ rs، درونی‌ترین مدار پایدار ۳ rs، و ساعت ناظر ساکن در ۱٫۵ rs برابر ۰٫۵۷۷ (یک بر رادیکال سه) ساعت دور؛ و اندازهٔ سایه از زمین برای ⁦Sgr A*⁩ (۴٫۳ میلیون جرم خورشید، ۸٫۲ کیلوپارسک) حدود ۵۴ و برای ⁦M87*⁩ (۶٫۵ میلیارد، ۱۶٫۸ مگاپارسک) حدود ۴۰ میکروثانیهٔ قوسی، که با حلقه‌های EHT (۵۲ ± ۲ و ۴۲ ± ۳) می‌خواند. کشش کشندی برای بدنی دومتری ⁦2GM·L/r³⁩ است و شتاب لازم برای ایستادن ⁦GM/(r²√(1 − rs/r))⁩. ناظر این صحنه نسبت به سیاه‌چاله ثابت نگه داشته می‌شود؛ نزدیک افق، شتاب لازم برای این کار بسیار بزرگ است. کمتر بودن کشش جزرومدی از ۱۰g فقط یکی از معیارهای مدل است و عبور سالم یا امکان بازگشت از افق را تضمین نمی‌کند. سیاه‌چاله در این مدل بدون چرخش است؛ نمونه‌های واقعی ممکن است بچرخند.

پرسش‌های رایج

  1. اگر نور از سیاه‌چاله بیرون نمی‌آید، تصویر EHT چه چیزی را نشان می‌دهد؟

    سایه را: جای تاریکی وسط گاز داغ و درخشانی که دور سیاه‌چاله است. لبهٔ این سایه جایی است که نور در کرهٔ فوتون دور سیاه‌چاله می‌چرخد، و قطرش برای سیاه‌چاله‌ای بی‌چرخش حدود ۵٫۲ برابر شعاع شوارتزشیلد است؛ چرخش سیاه‌چاله این عدد را فقط چند درصد عوض می‌کند. تلسکوپ افق رویداد (EHT) با پیوند دادن رادیوتلسکوپ‌های سراسر زمین در طول موج ۱٫۳ میلی‌متر، داده‌های هر دو را فروردین ۱۳۹۶ گرفت و تصویر ⁦M87*⁩ را در ۱۳۹۸ و ⁦Sgr A*⁩ را در ۱۴۰۱ منتشر کرد؛ اندازهٔ هر دو با پیش‌بینی نسبیت عام خواند. آن تصویرها نور رادیویی گاز داغ و رقیق‌اند و تار؛ این صحنه شبیه‌سازی است و قرصی نازک را با رنگ‌های نمادین نشان می‌دهد.

  2. چرا یک سوی قرص روشن‌تر از سوی دیگر است؟

    چون گاز قرص نزدیک سیاه‌چاله با سرعتی نزدیک به نصف سرعت نور می‌چرخد. سویی که به سوی ما می‌آید نورش را جلو می‌فرستد و فشرده می‌کند: پرنورتر و آبی‌تر دیده می‌شود. سوی دیگر کم‌نورتر و سرخ‌تر است. همین ناهمسانی در تصویر واقعی ⁦M87*⁩ هم پیداست. در فیلم «میان‌ستاره‌ای» این اثر را عمداً کنار گذاشتند تا قرص ناهمسان تماشاگر را گیج نکند؛ گارگانتوای فیلم هم سیاه‌چاله‌ای تندچرخان بود، نه بی‌چرخش مثل این صحنه.

  3. اگر به سیاه‌چاله نزدیک شوید، چه حس می‌کنید؟

    بستگی به جرمش دارد. کشش کشندی، یعنی فرق کشش گرانش میان سر و پا، با جرم تقسیم بر مکعب فاصله بالا می‌رود. کنار سیاه‌چاله‌ای ستاره‌ای مثل Cygnus X-1، حدود پنج هزار کیلومتر از مرکز این فرق به ده g، هزار کیلومتر از مرکز به هزار g و در افق (۶۲ کیلومتر) به نزدیک پنج میلیون g می‌رسد و بدن کشیده و نازک می‌شود؛ به این «رشته‌ای شدن» می‌گویند. اما افق سیاه‌چاله‌ای ابرپرجرم مثل ⁦Sgr A*⁩ یا ⁦M87*⁩ آن‌قدر بزرگ است که در لبه‌اش کشش کشندی تقریباً هیچ است و در سقوط آزاد از افق بی‌آنکه چیزی حس کنید می‌گذرید؛ فقط دیگر راه برگشتی نیست.

  4. زمان کنار سیاه‌چاله واقعاً کند می‌شود؟

    بله. ساعت ناظری که در فاصلهٔ r از سیاه‌چاله ساکن مانده با ضریب ⁦√(1 − rs/r)⁩ کندتر از ساعتی دور کار می‌کند. در ۱٫۵ برابر شعاع شوارتزشیلد این ضریب ۰٫۵۸ است و هرچه به افق نزدیک‌تر شوید به صفر نزدیک‌تر می‌شود. همین اثر، بسیار کوچک‌تر، روی زمین هم هست و ساعت‌های ماهواره‌های GPS را برای آن تنظیم می‌کنند. در فیلم «میان‌ستاره‌ای» هر ساعت روی سیاره‌ای نزدیک سیاه‌چاله برابر هفت سال زمین بود؛ برای سیاره‌ای در مدار پایدار چنین چیزی فقط کنار سیاه‌چاله‌ای با چرخش بسیار تند ممکن است؛ کنار سیاه‌چالهٔ بی‌چرخش، ساعت گازی که در درونی‌ترین مدار پایدار می‌چرخد فقط ۰٫۷۱ برابر ساعت دور کار می‌کند.

  5. سیاه‌چاله‌ای که در این صحنه می‌بینید با سیاه‌چاله‌های واقعی چه فرقی دارد؟

    این سیاه‌چاله نمی‌چرخد (شوارتزشیلد است)، ولی سیاه‌چاله‌های واقعی به احتمال زیاد همه کم‌وبیش می‌چرخند. چرخش، درونی‌ترین مدار پایدار گازی که هم‌سو با آن می‌چرخد را به افق نزدیک‌تر می‌کند، قرص را داغ‌تر و پرنورتر می‌کند و سایه را کمی کج و نامتقارن. قرص اینجا نازک و کدر است، در حالی که قرص ⁦Sgr A*⁩ و ⁦M87*⁩ کم‌چگال، ضخیم و تا حدی شفاف است و تصویرشان را بیشتر گاز داغ و جت‌ها می‌سازند. ستاره‌های پشت و رنگ قرص هم نمادین‌اند.

  6. حلقهٔ اینشتین چیست؟

    وقتی ستاره یا کهکشانی درست پشت جرمی پرجرم باشد، نورش از همهٔ سوهای آن جرم خم می‌شود و به ما می‌رسد و به شکل حلقه‌ای کامل دیده می‌شود. اگر کمی از راستا بیرون باشد، حلقه به دو کمان یا دو تصویر می‌شکند؛ یکی بیرون حلقه و دیگری، کم‌نورتر، درون حلقه و آن سوی سیاه‌چاله؛ تصویرهای بعدی، که نور یک دور کامل یا بیشتر زده است، چنان باریک و کم‌نورند که مثل خطی نازک به لبهٔ سایه چسبیده‌اند. این «همگرایی گرانشی» را اخترشناسان با کهکشان‌ها و خوشه‌ها هم می‌بینند و با آن جرم پنهان، از جمله مادهٔ تاریک، را می‌سنجند. در صحنه «یک ستاره» را بزنید و آن‌قدر بکشید که ستاره درست پشت سیاه‌چاله بیفتد.

آزمایشگاه

آزمایشگاه‌های دیگر

همهٔ آزمایشگاه‌ها