گروهی به سرپرستی ههجیو هویی از دانشگاه نانجینگ، سنگهای آوردهشده از پشت ماه با مأموریت چانگای-۶ (Chang’e-6) را بررسی و با نمونههای سمت رو به زمین مقایسه کردند. با اینکه سطح دو سوی ماه بسیار متفاوت است، نشانههای شیمیایی بازالتها و بعضی سنگهای دیگر حاکی از آن است که مواد گوشتهٔ آنها تفاوت چشمگیری ندارند. در عوض، سنگهای پوستهٔ پشت ماه منیزیم بیشتری نشان میدهند و در برخی نمونهها، مقدار عناصر خاکی کمیاب بسیار کمتر است. پژوهشگران مدلی پیشنهاد کردهاند که در آن اقیانوس ماگمای ماه ابتدا نسبتاً یکنواخت سرد شد؛ سپس، پس از قفل کشندی شدن ماه، گرمای بیشترِ ناشی از نیروهای کشندی در سمت رو به زمین به شکلگیری تفاوتها کمک کرد.
اخترشناسان شواهدی از دو سیاهچالهٔ اَبَرپرجرمِ فعال در سامانهٔ امجی بی۲۰۱۶+۱۱۲ (MG B2016+۱۱۲) یافتهاند. فاصلهٔ این دو فقط ۱۷۵ پارسک (۵۷۰ سال نوری) است و کهکشان میزبانشان را زمانی میبینیم که جهان تنها حدود ۲ میلیارد سال عمر داشت. این سامانه، با انتقال به سرخ ۳٫۲۷۳، فشردهترین جفتِ شناختهشده از هستههای کهکشانی فعال در این انتقال به سرخ است. پژوهش در قالب پیشچاپ منتشر شده است.
اخترشناسان با آرایهٔ میلیمتری و زیرمیلیمتری آتاکاما (ALMA)، در ۱۱ قرص پیشسیارهای بسیار کوچک در ناحیهٔ ستارهزایی لوپوس (Lupus) حلقهها، شکافها و حفرههایی دیدهاند. این ساختارها پیشتر بیشتر در قرصهای بزرگ و درخشان دیده میشدند؛ حالا روشن شده که تا نواحی هماندازهٔ بخش درونی منظومهٔ شمسی هم دیده میشوند. حلقهها و شکافها میتوانند ذرات جامد را به دام بیندازند و شاید جای آغاز شکلگیری سیارهها باشند. چهبسا بسیاری از قرصهای کوچک فقط به دلیل ریزبودن جزئیاتشان صاف به نظر میرسیدند.
اخترشناسان با دادههای پرتو ایکسِ رصدخانهٔ چاندرا (Chandra) و تلسکوپ ایروزیتا (eROSITA) منشأ احتمالی ساختاری رادیویی با لقب «کلید سُل» را بررسی کردهاند. دادهها گاز داغ و پراکندهای را در محل آن نشان میدهند و حاکی از برخورد دو خوشهٔ کهکشانیاند. به نظر پژوهشگران، این نقش احتمالاً حاصل فورانی از یک سیاهچالهٔ اَبَرپرجرم و سپس برخورد خوشههاست. دیدن این ناحیه آسان نیست: ساختار تقریباً پشت صفحهٔ کهکشان راه شیری قرار دارد و مواد کهکشان خودمان جلوی دید را میگیرند.
پژوهشگران با آرایهٔ چارا (CHARA) روشنیِ مرکز تا لبهٔ ۳۱ ستارهٔ نزدیک را در فروسرخ اندازه گرفتند. همانطور که در خورشید میبینیم، لبهها کمنورترند، چون نورشان از مسیر بلندتری در جو ستاره میگذرد. این اثر در طولموج ۲٫۲ میکرون از ۱٫۶ میکرون ضعیفتر بود؛ اما اختلاف اندازهگیریشده حدود ۳۸٪ بود، نه حدود ۲۰٪ که مدلهای جو ستارهای پیشبینی میکنند. این نتیجه هم راهی برای بررسی مستقیم جو ستارهها نشان میدهد و هم از نیاز به بازنگری مدلها خبر میدهد.