آیا دیوار یخی قطب جنوب واقعاً لبهٔ زمین است؟
دیوارهای یخی جنوبگان واقعیاند؛ اما شکل قاره را باید با فاصلهٔ سفرها، خورشید نیمهشب و آسمان جنوب سنجید. پیشبینی مدل و شاهد را از هم جدا کنیم.
بهطور خلاصه
- دیوارهای یخی ساحل جنوبگان واقعیاند، اما وجودشان به معنی حصاری دور زمین نیست؛ قفسهٔ یخی ادامهٔ یخ خشکی است که روی دریا شناور شده است.
- پیمان جنوبگان گردشگری را ممنوع نکرده است؛ سفر به مجوز، ارزیابی محیطزیستی و رعایت مقررات نیاز دارد و حق بازرسی پیمان مخصوص بازرسهای تعیینشده است.
- نقشهٔ قطبشمالمرکزِ رایج زمین تخت فاصلههای جنوب را بسیار بزرگ میکند؛ مدار ۶۰ درجهٔ جنوبی در آن حدود ۵٫۲ برابر مدار همان عرض روی کره است.
- خورشید نیمهشب، زمان سفرهای جنوبی و تغییر آسمان با عرض جغرافیایی آزمونهای مکملاند؛ برای سنجیدن ادعا باید مدل دقیق و پیشبینی عددی آن را مشخص کنیم.
فهرست این مقاله
شب یلداست. پسرخالهتان ویدیویی را دستبهدست میکند: دیواری یخی و بلند که از دل دریا بالا آمده و تا چشم کار میکند ادامه دارد. راوی میگوید پشتش چیزی است که نمیخواهند ببینید و برای همین رفتن به آنجا ممنوع است. یکی میخندد، یکی ساکت میماند، و شما میان انار و آجیل شک میکنید.
راستش نیمی از این ویدیو درست است. چنین پرتگاه یخیای هست، اما عکس لبهٔ یخ شکل کل زمین را نشان نمیدهد. فاصلهٔ شهرهای جنوبی، مسیر خورشید و جای ستارهها پاسخهای آزمودنی میدهند؛ نقشهها و قوانین سفر شاهدهای پشتیباناند.
۱. دیوار یخی واقعاً هست؟ بله، ولی ساحل یک قاره است
بله، بخش بزرگی از ساحل جنوبگان پرتگاهی یخی است؛ ولی لبهٔ یک قاره است، نه حصاری دور یک دیسک.
چرا عکس دیوار اینقدر قانعکننده است؟
از روی عرشهٔ کشتی، لبهٔ یخ بلند و پیوسته به نظر میرسد. نام تاریخی «سد» همین مانع دریانوردی را توصیف میکرد، نه حصاری دور اقیانوسها. لازم نیست برای رد نتیجهٔ ویدیو، واقعی بودن تصویر را انکار کنیم.

قفسهٔ یخی یعنی چه؟
یخ از خشکی به دریا میرسد و بخش انتهاییاش روی آب شناور میشود؛ همین بخش را قفسهٔ یخی (ice shelf) مینامیم. قفسهٔ یخی با آبِ دریا که زمستان یخ بسته فرق دارد. بخش زیادی از ضخامتش زیر آب است؛ لبهٔ نمایان قفسهٔ راس میتواند حدود ۱۵ تا ۵۰ متر بالای آب باشد. این محدوده را نباید ارتفاع همهٔ سواحل جنوبگان دانست.
پشت این ساحل، قارهای با مساحت حدود ۱۴ میلیون کیلومترمربع و پوشش یخی با ضخامت حدود دو کیلومتر قرار دارد. نقشهبرداری و حفاری ساختار این یخ و خشکی زیر آن را بررسی میکنند. ضخامت یخ داخلی با ارتفاع لبه بالای آب یکی نیست؛ مقایسهٔ این دو عدد هم بهتنهایی حلقه یا قاره بودن جنوبگان را ثابت نمیکند.
نقشهٔ «دنیای آنسوی دیوار یخی»
به گزارش فرارو از راستیآزمایی رویترز، نقشهٔ رایجِ قارههای پنهان در فوریهٔ ۲۰۲۰ در وبگاه هنری دویانتآرت (DeviantArt)، در مجموعهای برای ساخت جهان خیالی، منتشر شده است. این انتساب گزارش راستیآزمایی است، نه نتیجهٔ سفر به آن سرزمینها.
جستوجوی معکوس همان تصویر و خواندن توضیح سازنده مفید است. نقشهٔ جغرافیایی باید مختصات، مقیاس و روش اندازهگیری داشته باشد؛ نامگذاری قارههای خیالی کافی نیست. هر نسخهٔ دیگر هم جداگانه بررسی میخواهد.
۲. اگر جنوبگان حلقهای دور دیسک بود، چه باید میدیدیم؟
روی نقشهٔ قطبشمالمرکز، فاصلههای جنوبی بزرگتر میشوند. برای خورشید و ستارهها، شکل صفحه کافی نیست: باید ارتفاع، مسیر حرکت و قانون انتشار نورِ مدل هم مشخص باشد تا پیشبینی آزمودنی بسازیم.
نقشهٔ گلیسون و مدارهای کشآمده
تصویر آزیموتال همفاصلهٔ قطبشمالمرکز، شبیه نقشهٔ گلیسون (Gleason)، قطب شمال را وسط میگذارد و جنوبگان را حلقهای در فاصلهٔ ۱۸۰ درجه، یعنی حدود ۲۰ هزار کیلومتر، از آن. دور این حلقه ۱۲۵٬۷۵۹ کیلومتر است (محاسبهٔ ما)، حدود π برابر استوای حدود ۴۰ هزار کیلومتری. خود این تصویر یک روش نقشهکشی معتبر است؛ خطا وقتی پیش میآید که فاصلههای روی کاغذ را فاصلههای واقعی یک زمین تخت بگیریم.
هر مدار جنوبی هم روی این نقشه کش میآید، هرچه جنوبتر بیشتر. روی کره مدارها رو به قطب جنوب کوچک میشوند؛ روی نقشهٔ تخت شعاع هر مدار فاصلهٔ آن تا قطب شمال است، هر درجهٔ عرض حدود ۱۱۱٫۲ کیلومتر. مدار یعنی دایرهای دور زمین در یک عرض جغرافیایی، نه مسیر واقعی یک پرواز. در این فرمول، \varphi اندازهٔ مثبتِ عرض جنوبی برحسب درجه است و R=6371 کیلومتر شعاع فرضی کره:
مثال، مدار ۶۰ درجهٔ جنوبی: برای فاصله از قطب شمال، ۹۰ را با ۶۰ جمع میکنیم؛ حاصل ۱۵۰ درجه است. روی کره 2\pi \times 6371 \times \cos 60^\circ \approx 20015 کیلومتر. روی نقشهٔ تخت همین مدار ۱۵۰ درجه از قطب شمال فاصله دارد، پس 2\pi \times 150 \times 111.195 \approx 104799 کیلومتر، یعنی ۵٫۲ برابر.
محاسبهٔ ما: طول مدارهای جنوبی روی کره و روی نقشهٔ تخت
| مدار | طول واقعی روی کره (km) | دایره روی نقشهٔ تخت (km) | نسبت |
|---|---|---|---|
| ۴۵ درجهٔ جنوبی | ۲۸٬۳۰۶ | ۹۴٬۳۱۹ | ۳٫۳ |
| ۵۰ درجهٔ جنوبی | ۲۵٬۷۳۱ | ۹۷٬۸۱۲ | ۳٫۸ |
| ۶۰ درجهٔ جنوبی | ۲۰٬۰۱۵ | ۱۰۴٬۷۹۹ | ۵٫۲ |
| ۶۶٫۵۶ درجهٔ جنوبی (مدار قطبی) | ۱۵٬۹۲۴ | ۱۰۹٬۳۸۲ | ۶٫۹ |
| ۷۰ درجهٔ جنوبی | ۱۳٬۶۹۱ | ۱۱۱٬۷۸۵ | ۸٫۲ |
| ۸۰ درجهٔ جنوبی | ۶٬۹۵۱ | ۱۱۸٬۷۷۲ | ۱۷٫۱ |
در بعضی مسیرهای شمالی اختلاف کم است، اما در همهٔ شمال چنین نیست: حتی محیط استوا روی این تصویر حدود ۱٫۵۷ برابر محیط استوای کره میشود. این حساب فقط همین مدلِ مشخص را میسنجد؛ هر مدل دیگری باید مقیاس و فاصلههای خودش را ارائه کند.
سه پیشبینی آزمودنی، و چرا طول ساحل نه
سه دستهٔ داده را با پیشبینی مدل کنار هم میگذاریم: سفرها در بخشهای ۳ و ۴، خورشید در بخش ۶ و آسمان در بخش ۷. یک مدل باید همه را با همان فرضها توضیح دهد؛ تغییر قانون نور برای هر شاهد، بدون پیشبینی تازه، آزمون را دور میزند.
۳. سفرها و رصدها دربارهٔ جنوبگان چه میگویند؟
مسیر مسابقه و محل اندازهگیریشدهٔ قطب، دو دادهٔ متفاوتاند؛ باید بدانیم هر کدام دقیقاً چه چیزی را میسنجد.
نقشه، یک عکس از کل قاره نیست
موزاییک لندست (LIMA) کنار هم گذاشتن بیش از هزار تصویر با پیکسلهای ۱۵ متری است؛ پوشش اصلی تصاویر آن تا حدود ۸۲٫۵ درجهٔ جنوبی میرسد، نه خود قطب. در نسخهٔ مرکزپرشده، مرکز تصویر را نباید عکس لندستِ همان ناحیه پنداشت. پروژهٔ بدمپ ۳ (Bedmap3) هم دادههای ضخامت یخ و سطح و بستر را گرد آورده است؛ «۱٫۹ میلیون کیلومتر» در گزارشش طول خطهای اندازهگیری افزوده است، نه محیط قاره.

قدرت این دادهها از امکان بررسی روش و همخوانی مجموعههای مختلف میآید؛ سفر و رصد آسمان هم شاهدهای مکملاند.
«دور جنوبگان» دقیقاً کدام مسیر است؟
باید اول تعریف «دور زدن» را روشن کنیم. مسابقهٔ وندی گلوب (Vendée Globe) از یک بندر راه میافتد، از اقیانوسهای جنوبی میگذرد و به همان بندر برمیگردد. بخش جنوبی مسیر همهٔ طولهای جغرافیایی را طی میکند و جنوبگان در سمت جنوب قایق میماند؛ قایق دور خط ساحل یا روی مدار ثابت ۶۰ درجه حرکت نمیکند.
برندهٔ فصل ۲۰۲۴–۲۵ در حدود ۶۴ روز و ۱۹ ساعت تمام کرد. طول اسمی مسابقه حدود ۴۴ هزار کیلومتر است، اما مسافت واقعی او متفاوت بود: سایت رسمی ۲۷٬۶۶۸ مایل دریایی و میانگین ۱۷٫۷۹ گره، حدود ۳۳ کیلومتر بر ساعت، را ثبت کرده است. تقسیم طول اسمی بر زمان پایان، سرعت واقعی سفر را نمیدهد.
برای مقایسهای تمیزتر، یک سفر فرضی روی مدار ۶۰ درجهٔ جنوبی بسازیم: با سرعت ثابت ۲۴ کیلومتر بر ساعت و بدون توقف، مدار ۲۰ هزار کیلومتری کره حدود ۳۵ روز طول میکشد؛ دایرهٔ ۱۰۵ هزار کیلومتری مدل تخت حدود ۱۸۲ روز. این محاسبهٔ آموزشی است، نه مدت یک سفر ثبتشده. برای سنجیدن مسابقه باید نقاط واقعی ردیاب را روی هر مدل حساب کنیم.
رسیدن به قطب با عبور ساحلبهساحل فرق دارد
گروه روآل آموندسن (Roald Amundsen) در دسامبر ۱۹۱۱ به قطب رسید و خورشید را برای تعیین موقعیت رصد کرد. رفتن و برگشتن از یک مسیر، عبور از دو ساحل مقابل را ثابت نمیکند. همچنین هر سفر مشهور «عبور از جنوبگان» ممکن است از لبهٔ یخ خشکی تا لبهٔ دیگر باشد، نه از دو ساحل بیرونی قاره.
نقطههای آغاز و پایان و نقشهٔ مسیر هر پیمایش را بخواهید. رصد قطب، تعیین جنوب جغرافیایی را ممکن میکند؛ تابلوی نصبشده جای اندازهگیری نیست.
قطب جغرافیایی و قطب تشریفاتی
در محل ایستگاه دو نشانهٔ جدا داریم. «قطب تشریفاتی» ستون و پرچمهای دوازده امضاکنندهٔ اولیهٔ پیمان است؛ نسبت به یخ و ایستگاه ثابت میماند و همراه آنها حرکت میکند. «نشانهٔ قطب جغرافیایی» محل اندازهگیریشدهٔ محور زمین را نشان میدهد و هر سال دوباره نصب میشود، چون یخ زیر ایستگاه سالی حدود ۱۰ متر جابهجا میشود. این جابهجایی، اصلاح جای نشانه است، نه جابهجایی محور زمین.
قطبنما هم قطب جغرافیایی را مستقیماً نشان نمیدهد؛ به میدان مغناطیسی پاسخ میدهد. مدل جهانی مغناطیسی ۲۰۲۵ قطب مغناطیسی جنوب را نزدیک عرض ۶۴ درجهٔ جنوبی میگذارد، دور از قطب جغرافیایی. در نقطهٔ دقیق قطب جغرافیایی همهٔ جهتهای افقی «شمال» هستند، پس انحراف نسبت به شمال حقیقی تعریف معمول ندارد. ناوبری این ناحیه به شبکهٔ قراردادی، موقعیتیابی و رصد متکی است؛ نباید تکینگی مختصات را ناپایداری میدان نامید.

۴. پروازهای جنوبی: ساعتی که در دست شماست
زمان یک پرواز جنوبی چه چیزی را میسنجد؟
زمان سفر بهتنهایی شکل زمین را تعیین نمیکند، ولی کنار فاصلهٔ پیشنهادی هر مدل، سرعت لازم را نشان میدهد.
مسیر واقعی کشتی و هواپیما همیشه کوتاهترین راه نیست. برای سیدنی–سانتیاگو، فاصلهٔ مستقیم روی کره حدود ۱۱ هزار و ۳۰۰ کیلومتر و روی صفحهٔ قطبشمالمرکز حدود ۲۵ هزار و ۷۰۰ کیلومتر است. اینها برآورد هندسیاند، نه مسافت پیمودهشدهٔ هواپیما.
مثلاً اگر مدت ثبتشدهٔ یک پرواز ۱۲ ساعت و ۴۵ دقیقه باشد، یعنی ۱۲٫۷۵ ساعت، تقسیم دو فاصله بر آن بهترتیب حدود ۸۹۰ و ۲۰۰۰ کیلومتر بر ساعت میدهد. عدد نخست با مرتبهٔ سرعت معمول هواپیمای مسافری سازگار است؛ مدل دوم حتی برای کوتاهترین مسیرش سرعت بسیار بالاتری میخواهد. این مدت یک نمونه است، نه برنامهٔ ثابت همهٔ پروازها.
باد را چطور منصفانه حساب کنیم؟
سرعت نسبت به زمین، سرعت جابهجایی روی نقشه است؛ سرعت نسبت به هوا، حرکت هواپیما در تودهٔ هوا. باد این دو را متفاوت میکند. همچنین زمان روی بلیت معمولاً مدت برنامه از خروج تا رسیدن به جایگاه است، نه فقط برخاستن تا نشستن. مقایسهٔ دو مدت برنامه سهم باد را جدا نمیکند؛ مسیر، ارتفاع و شرایط واقعی هم لازماند.
گزارش ردیاب سیدنی–سانتیاگو، رفت را حدود ۱۲ ساعت و برگشت را بیش از ۱۴ ساعت توصیف میکند. زمان برگشت و سهم باد ثابت نیست؛ نقاط مسیر و زمان همان پرواز را ثبت کنید.
جدول کوچک، با دقتی که واقعاً داریم
| مسیر | فاصلهٔ مستقیم روی کره | فاصلهٔ مستقیم روی صفحهٔ قطبشمالمرکز | توضیح زمان |
|---|---|---|---|
| سیدنی – سانتیاگو | حدود ۱۱٫۳ هزار کیلومتر | حدود ۲۵٫۷ هزار کیلومتر | مدت واقعی به پرواز و جهت بستگی دارد |
| ژوهانسبورگ – پرت | حدود ۸٫۳ هزار کیلومتر | حدود ۱۸٫۴ هزار کیلومتر | زمان همان پرواز را از ردیاب بگیرید |
| اوکلند – بوئنوسآیرس | حدود ۱۰٫۴ هزار کیلومتر | حدود ۲۵ هزار کیلومتر | نمونهٔ تاریخی؛ شرکت در ۲۰۱۵ زمان کمتر از ۱۲ ساعت اعلام کرد |
| تهران – دبی | حدود ۱٫۲ هزار کیلومتر | حدود ۱٫۲ هزار کیلومتر | یک نمونهٔ کنترل با اختلاف کم |
فاصلههای جدول برآورد هندسیِ پروندهاند و به نزدیکترین صد کیلومتر گرد شدهاند؛ فرودگاه، مختصات دقیق و مسیر واقعی میتوانند عدد را تغییر دهند. ایرنیوزیلند (Air New Zealand) تعلیق مسیر اوکلند–بوئنوسآیرس را در مارس ۲۰۲۰ اعلام کرد. ردیف تاریخی وجود آن سفر را نشان میدهد و شاهد فعالیت امروزِ مسیر نیست.
ساعت جهانیساعت زندهٔ شهرهای دنیا کنار تهران: اختلاف ساعت، روز یا شب، طلوع و غروب آفتاب؛ و برای هر شهر بزرگ صفحهای با ساعت تابستانی و جابهجایی بعدیاش.پس چرا پرواز مستقیم در جنوب کم است؟
چون مسافر کم است، نه چون راه نیست: شهرهای بزرگ جنوب کماند و از هم دور، این مسیرها هواپیمای بردبلند میخواهند و روی اقیانوس فرودگاه اضطراری چندانی نیست. فعالیت امروز هر مسیر باید از برنامهٔ همان شرکت بررسی شود؛ وجود یک مسیر تاریخی را هم نباید از جدول زمانبندی امروز حذفشده، ناممکن نتیجه گرفت.
۵. پیمان ۱۹۵۹ چه میگوید و چه نمیگوید؟
سه ماده در یک صفحه
پیمان جنوبگان منع کلی گردشگری نیست؛ حق بازرسیِ آن هم با حق ورود آزاد هر مسافر فرق دارد.
مقررات جایی دور و کمدیده میتواند شبیه پردهٔ پنهانکاری باشد، اما مادهٔ ۴ پیمان ادعاهای حاکمیت موجود را حذف نکرد؛ مواضع کشورها را محفوظ نگه داشت و ادعای تازه یا گسترش ادعا را متوقف کرد. پیمان در ۱۹۵۹ امضا و از ۱۹۶۱ اجرا شد؛ طبق دبیرخانه در زمان بازبینی ۵۸ طرف دارد.
| ماده | چه میگوید |
|---|---|
| ۱ | فقط کار صلحآمیز؛ کار نظامی ممنوع، ولی نیرو و تجهیزات نظامی برای پژوهش مجاز. |
| ۲ | پژوهش علمی آزاد است. |
| ۳ | کشورها برنامه، پژوهشگر و داده را با هم مبادله میکنند. |
| ۷ | بازرسهای منصوب طرفهای مشورتی حق دسترسی به همهٔ نواحی و بازرسی ایستگاهها و تجهیزات مشمول پیمان را دارند؛ این حق عمومی گردشگران نیست. |
هیچ مادهای گردشگری را بهطور کلی ممنوع نمیکند، و پروتکل مادرید (۱۹۹۱) فعالیت معدنی، جز پژوهش علمی، را ممنوع کرده است. سفرهای غیردولتی زیر مقررات کشور مسئول، با مجوزهای لازم و ارزیابی آثار محیطزیستی انجام میشوند. نبود منع کلی با نبود قانون فرق دارد.
چه کسانی میروند و چطور؟
گردشگران با بلیت و برنامهٔ سفر میروند، بیشتر از راه کشتی. انجمن بینالمللی گردانندگان تورهای جنوبگان (IAATO) آمار تورها را گزارش میکند. سری تاریخی زیر گردشگری دریاییِ منجر به پیادهشدن در ساحل است؛ در بعضی سالها دادهٔ قایقهای غیرعضو هم به آن افزوده شده است.
مسافران گردشگری دریایی که در ساحل پیاده شدند
دادههای نمودار
| فرود در ساحل (نفر) | |
|---|---|
| 1992-93 | ۶۷۰۴ |
| 1993-94 | ۷۹۵۷ |
| 1994-95 | ۸۰۹۸ |
| 1995-96 | ۹۲۱۲ |
| 1996-97 | ۷۳۲۲ |
| 1997-98 | ۹۴۷۳ |
| 1998-99 | ۹۸۵۷ |
| 1999-00 | ۱۳۶۸۷ |
| 2000-01 | ۱۲۱۰۹ |
| 2001-02 | ۱۱۴۲۹ |
| 2002-03 | ۱۳۲۶۳ |
| 2003-04 | ۱۹۳۶۹ |
| 2004-05 | ۲۲۲۹۷ |
| 2005-06 | ۲۵۱۶۷ |
| 2006-07 | ۲۸۶۲۲ |
| 2007-08 | ۳۲۶۳۷ |
| 2008-09 | ۲۶۹۲۱ |
| 2009-10 | ۲۱۶۲۲ |
| 2010-11 | ۱۹۰۶۵ |
| 2011-12 | ۲۱۱۳۱ |
| 2012-13 | ۲۴۸۹۲ |
| 2013-14 | ۲۷۳۷۴ |
| 2014-15 | ۲۶۸۱۲ |
| 2015-16 | ۲۹۹۶۰ |
| 2016-17 | ۳۶۴۴۰ |
| 2017-18 | ۴۲۵۷۶ |
آمار جدید را نباید به همین خط اضافه کرد، چون دامنهاش گستردهتر است. گزارش اصلی فصل ۲۰۲۴–۲۵ عدد ۱۱۸٬۴۹۱ مسافر را میدهد؛ این عدد همهٔ گروههای گردشگری گزارش را دربرمیگیرد، نه فقط مسافران دریایی که در ساحل پیاده شدند. تفاوت تعریف ستونها برای سنجیدن تغییر تعداد مهم است، ولی در هر دو تعریف، ادعای «هیچ گردشگری نمیتواند برود» با ثبت سفرها نمیخواند.
قاعدهها برای حفظ جاست، نه پنهان کردنش: کشتی بیش از ۵۰۰ مسافر کسی را پیاده نمیکند، همزمان حداکثر ۱۰۰ نفر در ساحلاند و برای هر ۲۰ نفر یک راهنما. فصل معمول گردشگری نوامبر تا مارس است؛ حضور پژوهشگران در زمستان هم ادامه دارد.

هواپیمای باری شاهد نگهبانی از دیوار است؟
عکس هواپیمای باری بهتنهایی مأموریتش را نشان نمیدهد. مادهٔ ۱ پیمان استفاده از نیرو و تجهیزات نظامی برای پژوهش یا کار صلحآمیز را اجازه میدهد؛ نسبت دادن نگهبانی از مرز پنهان سند مأموریت میخواهد.
عضویت علمی با مجوز سفر فرق دارد
کمیتهٔ علمی پژوهش جنوبگان (SCAR) پذیرش ایران را در ۲۰۱۴ ثبت کرده است. SCAR انجمن علمی است؛ عضویت در آن عضویت در پیمان یا مجوز خودکار سفر نیست. برای شهروند ایرانی، ویزای مسیر و مجوزهای برنامهٔ سفر جداگانه بررسی میشوند.
۶. خورشید نیمهشب: کدام مدل آن را توضیح میدهد؟
در قطب، ارتفاع خورشید برابر منهای میل آن است
در قطب جنوب خورشید سالی یک بار طلوع و یک بار غروب میکند و در تابستان، شبانهروز با ارتفاعی تقریباً ثابت دور افق میچرخد.
برای بررسی ویدیو، موقعیت، زمان و میدان دیدش لازم است. روی کره، محور چرخش در قطب عمودی است و امتداد صفحهٔ استوا با افق ناظر موازی است؛ چرخش روزانه سمت خورشید را تغییر میدهد، نه ارتفاعش را به اندازهٔ شهرهای دیگر.
میل خورشید یعنی فاصلهٔ زاویهای آن از استوای سماوی: خورشید طی سال نسبت به این خط فرضی بالا و پایین میرود. با میل جنوبی منفی، ارتفاع هندسی خورشید در قطب جنوب چنین است:
h = -\delta
مثلاً در انقلاب دسامبر، میل حدود ۲۳٫۴- درجه و ارتفاع حدود ۲۳٫۴ درجه است؛ چه ظهر چه نیمهشب. طی یک شبانهروز تغییر ارتفاع اندک است، اما طی فصل از نزدیک افق بالا میرود و دوباره پایین میآید. خورشید حدود شش ماه بالای افق است؛ زمان دقیق طلوع و غروب به افق و شکست نور، یعنی خم شدن مسیر نور در جو، هم بستگی دارد. تاریخهای نزدیک اعتدال را نباید وعدهٔ قطعیِ دیدن خورشید دانست.

یک خورشید، چهار جا
طول روز هر جا از همین هندسه و عرض جغرافیایی آن جا درمیآید:
میانگین تقریبی طول روز در ماهها؛ نمودار آموزشی
قطب جنوبمکموردواوشوایاتهران
دادههای نمودار
| قطب جنوب (ساعت) | مکموردو (ساعت) | اوشوایا (ساعت) | تهران (ساعت) | |
|---|---|---|---|---|
| ژانویه | ۲۴ | ۲۴ | ۱۶٫۶ | ۱۰ |
| فوریه | ۲۴ | ۲۲٫۸ | ۱۴٫۸ | ۱۰٫۹ |
| مارس | ۱۷٫۸ | ۱۳٫۹ | ۱۲٫۶ | ۱۱٫۹ |
| آوریل | ۰ | ۵٫۲ | ۱۰٫۳ | ۱۳٫۱ |
| مه | ۰ | ۰ | ۸٫۴ | ۱۴ |
| ژوئن | ۰ | ۰ | ۷٫۳ | ۱۴٫۵ |
| ژوئیه | ۰ | ۰ | ۷٫۸ | ۱۴٫۳ |
| اوت | ۰ | ۱٫۷ | ۹٫۵ | ۱۳٫۵ |
| سپتامبر | ۷٫۲ | ۱۰٫۵ | ۱۱٫۶ | ۱۲٫۴ |
| اکتبر | ۲۴ | ۱۹٫۳ | ۱۳٫۸ | ۱۱٫۳ |
| نوامبر | ۲۴ | ۲۴ | ۱۶ | ۱۰٫۳ |
| دسامبر | ۲۴ | ۲۴ | ۱۷٫۲ | ۹٫۸ |
در ایستگاه مکموردو، حدود ۷۸ درجهٔ جنوبی، خورشید روز ۲۴ ساعته هنوز بالا و پایین میرود: در انقلاب دسامبر از ۳۵٫۶ درجه در ظهر تا ۱۱٫۳ درجه در نیمهشب (محاسبهٔ ما). روی خود قطب این نوسان صفر است.
فصلها و طول روزاگر محور زمین کج نبود، تابستان و زمستان داشتیم؟مدلِ خورشید نزدیک روی صفحه چه پیشبینی میکند؟
در مدل سادهٔ صفحه، خورشیدی نزدیک در ارتفاع ثابت دور مرکز شمالی میگردد و نور مستقیم معمولی دارد. ناظر بیرون مدار خورشید، هنگام نزدیک و دور شدن آن ارتفاعهای متفاوتی میبیند؛ سمت خورشید هم بهجای یک دور کامل پیرامون ناظر، در بخشی از افق رفتوبرگشت میکند. همین دو ویژگی را میتوان سنجید؛ برای رد این مدل لازم نیست ارتفاع فرضی خورشید را چند هزار کیلومتر انتخاب کنیم.
پیشنهاد نورِ جهتدار، گنبد یا شکست نور غیرمعمول را هم میتوان سنجید، اگر قانون مشخصی برای زمان طلوع، سمت و ارتفاع خورشیدِ چند ناظر بدهد. «نور جور دیگری میرود» پیشبینی عددی نیست؛ استدلال بالا مخصوص مدل سادهٔ گفتهشده است.
دوربین و سفر شاهد چه هستند؟
دوربین بام رصدخانهٔ قطب جنوب تصویر زماندار میدهد؛ صفحه میگوید اگر ماهوارهٔ رله در دسترس باشد، هر ۱۵ دقیقه بهروزرسانی میشود. پس تصویر قدیمی یا وقفه را نباید مشاهدهٔ زنده شمرد و صفحه دسترسی به عکسِ هر ساعت دلخواه را تضمین نمیکند. ویدیوی زمانگریز هم مجموعهای از تصویرهای فاصلهدار است که سریع پخش میشوند، نه ویدیوی بیوقفه.
سفر «آزمایش نهایی» در دسامبر ۲۰۲۴ نیز به اردوگاه یونیون گلیشر (Union Glacier)، نزدیک ۷۹ درجهٔ جنوبی، رفت؛ این اردوگاه خود قطب جغرافیایی نیست. به گزارش زومیت، شرکتکنندگان خورشید بیغروب را دیدند و یکی از باورمندان گفت مدل قبلیاش معتبر نیست. تغییر نظر شخص شاهد اصلی نیست؛ موقعیت، زمان و مسیر خورشیدِ ثبتشده را باید بررسی کرد. خورشید در این عرض بالا و پایین میرود، برخلاف نوسان بسیار اندک آن در خود قطب.
دوربین و سفر ثبتشده به گردانندگانشان وابستهاند. برای کم کردن وابستگی، رصد مستقیم و دادهٔ همزمان چند محل را کنارشان بگذارید.
چرا جنوب سردتر است و روزها قرینهاند؟
کره در فصلهای مقابل، طول روز تقریباً قرینه را برای دو عرض هماندازه پیشبینی میکند، نه دمای یکسان را. جنوبگان فلاتی یخی و مرتفع است، ولی قطب شمال یخ دریایی در سطح اقیانوس دارد؛ هندسهٔ تابش بهتنهایی همهٔ تفاوت دما را توضیح نمیدهد.
طول روز، با جابهجا کردن ماهها، قرینه است: در ژوئن روز اوشوایا ۷٫۳ ساعت است و تهران ۱۴٫۵؛ در دسامبر تهران ۹٫۸ و اوشوایا ۱۷٫۲. اوشوایا به قطب نزدیکتر است، پس مقایسهٔ منصفانه میان دو شهر همعرض است:
۷. آسمان جنوب: سهیل از تهران تا سیدنی
سهیل از هر شهر چقدر بالا میآید؟
سهیل (Canopus) از تهران بهزحمت از افق جنوب بالا میآید؛ از چابهار بالاتر است و از سیدنی بسیار بالا دیده میشود. میل ستاره یعنی فاصلهٔ زاویهای آن از استوای سماوی؛ میل سهیل حدود ۵۲٫۷- درجه است. بیشترین ارتفاع هنگام گذر بالایی رخ میدهد: وقتی ستاره از خط شمالجنوبِ آسمانِ ناظر میگذرد.
اینجا عرض شمالی مثبت، عرض جنوبی منفی و میل جنوبی منفی است. مثلاً برای چابهار با عرض حدود ۲۵٫۳ درجهٔ شمالی، 90-|25.3-(-52.7)|=12 درجه. این فرمول هندسی است و شکست نور یا افق کوهستانی را حساب نمیکند.
| شهر | عرض جغرافیایی تقریبی | بیشترین ارتفاع هندسی سهیل |
|---|---|---|
| تهران | ۳۵٫۷ شمالی | ۱٫۶ درجه |
| چابهار | ۲۵٫۳ شمالی | ۱۲ درجه |
| سیدنی | ۳۳٫۹ جنوبی | ۷۱٫۲ درجه |
عددها با میل تقریبی مبتنی بر مختصات J2000 حساب شدهاند؛ یکدهم درجه دقتِ نمایش جدول است، نه تضمین دقت رصد. مشت بسته در فاصلهٔ دست دراز حدود ۱۰ درجه میپوشاند، اما برای هر دست متفاوت است؛ ابزار تخمین است، نه زاویهسنج دقیق.
از عرضهای جدول تا حدود ۵۲٫۷ درجهٔ جنوبی، با هر درجه حرکت به جنوب، ارتفاع گذر سهیل حدود یک درجه بیشتر میشود. جنوبتر از آن، دوباره کم میشود و در خود قطب حدود ۵۲٫۷ درجه است. شمالتر از حدود ۳۷٫۳ درجهٔ شمالی، سهیل از افق هندسیِ صفر بالا نمیآید؛ شکست نور و ارتفاع ناظر حد عملی دید را کمی تغییر میدهند. افق آلوده و غبارآلود تهران حتی آن ارتفاع کم را هم دشوارتر میکند.
صلیب جنوبی و ابرهای ماژلانی
صلیب جنوبی (Crux) از سیدنی بالا دیده میشود، اما بخش اصلی آن از تهران زیر افق میماند. از جنوب ایران بعضی ستارههایش نزدیک افق میآیند و رصدشان افق بسیار باز میخواهد. ابرهای ماژلانی، کهکشانهای نزدیک قابلدید با چشم در آسمان تاریک جنوب، از عرضهای ایران فرصت رصد معمول ندارند. برای این اجرام گسترده، حد دید عملی را نباید با طلوع هندسی یک نقطهٔ مرکزی یکی گرفت.

در آسماننما شهر را اول چابهار بگذارید و بعد سیدنی، با همان تاریخ و ساعت، و ببینید سهیل و صلیب جنوبی چطور از لب افق تا میانهٔ آسمان بالا میآیند.
آسماننماآسمان هر شهر دنیا، در هر شب و هر ساعت، چه شکلی است؟در قطب، ستارهها موازی افق میچرخند
در مقیاس یک شبانهروز، ستارههای قابلدید از قطب جنوب مسیرهایی موازی افق دارند؛ ستارههای بخش شمالی آسمان زیر افقاند. در عرضهای جنوبی دیگر، ردّ ستارهها دور قطب جنوب آسمان جمع میشود؛ در شمال، دور قطب شمال آسمان.
گنبدی با ستارههای نزدیک هم میتواند تغییر دیدپذیری بسازد؛ سهیل بهتنهایی شکل کره را یکتا ثابت نمیکند. آزمون کامل از یک مدل واحد، پیشبینی چند ستاره و دو مرکز چرخش برای ناظران همزمان در طولهای جنوبی مختلف میخواهد.

۸. خودتان بسنجید: یک آزمون کامل و چند راه مکمل
این آزمونها وابستگی به یک مرجع واحد را کم میکنند؛ دوربین و ردیاب دادهٔ دیگراناند، ولی اندازهگیری زیر آسمان مشاهدهٔ خود شماست.
آزمون اصلی: سهیل در دو شهر
دوربین قطب را در ساعت درست باز کنید
در قطب همهٔ نصفالنهارها به هم میرسند، پس ساعت ایستگاه قراردادی است. در دی و بهمن، ساعت تابستانی نیوزیلند ۱۳ ساعت جلوتر از وقت جهانی است. بنابراین ۱۱:۰۰ به وقت جهانی، نیمهشب ایستگاه و ۱۴:۳۰ تهران با اختلاف ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه است.
یک روز در این فصل نزدیک ۱۴:۳۰ تهران دوربین قطب را باز کنید. تاریخ و ساعت آخرین تصویر را بخوانید؛ اگر ماهوارهٔ رله در دسترس نباشد، عکس تازه نداریم. تصویری در حدود نیم ساعتِ زمان هدف برای این تمرین مناسب است، ولی وقفهٔ چندساعته را شاهد نیمهشب نشمارید. صفحه آرشیو تضمینی هر دقیقه نیست؛ در زمان هدف مراجعه کنید یا زمانگریزیِ موجود را با زمانهای خودش بررسی کنید.
اگر خورشید در میدان دید دوربین نبود، روشنایی آسمان فقط روز بودن را نشان میدهد، نه ارتفاع و مسیر کامل خورشید را. برای آن دو، مجموعهٔ زماندار با میدان دید مناسب لازم است. دوربینهای استرالیایی هم مقایسهٔ مفیدیاند، اما هر ایستگاه عرض و ساعت خودش را دارد.
دو راه مکمل برای کسی که سفر نمیرود
در تماس با دوستی در سیدنی، کیپتاون یا اوشوایا، زمان را هماهنگ و جهت خورشید را از سایه بسنجید. نزدیک ظهر خورشید این شهرها در شمال آسمان است. عکس بدون تاریخ و جهت آزمون خوبی نیست.
برای سفرها، تاریخچهٔ یک پرواز جنوبی یا ردیاب یک قایق مسابقه را انتخاب کنید. مدت، نقاط مسیر و فاصلههای هر مدل را در یک جدول بنویسید. میانگین کل مسابقه سرعت هر شبانهروز نیست و مدار فرضی ۶۰ درجه مسیر واقعی قایق نیست. اگر داده کم است، نتیجه را «هنوز قابلسنجش نیست» ثبت کنید، نه اینکه جای خالی را با عدد دلخواه پر کنید.
۹. چرا قانعکننده است و با دوستمان چه بگوییم؟
چرا داستان مرز پنهان باورپذیر میشود؟
دوری و هزینهٔ سفر واقعیاند؛ از آنها مخفی بودن شکل زمین نتیجه نمیشود. هر عکس را از نظر منشأ، برش و زمان بررسی کنید و شاهدهای متفاوت را کنار هم بگذارید: ساعت سفر، زاویهٔ ستاره و دادهٔ دوربین. استقلال اندازهگیریها احتمال خطا را کم میکند.
جملههای منسوب به بیرد چه اعتباری دارند؟
ریچارد بیرد (Richard E. Byrd) قطبپژوه بود، اما اصالت هر جملهٔ منسوب به او جداگانه سند میخواهد: صفحه، تاریخ، بایگانی و بافت جمله. منطقهٔ کاوشنشده «آنسوی قطب» با قارهٔ پنهان بیرون زمین یکی نیست. در منابع این مقاله سند دستاولِ کافی برای اصالت «دفتر مخفی» فراهم نشده؛ پس شاهد جغرافیایی نمیگیریمش. این محدودیت پژوهش، اثبات نبود هر سند ممکن نیست.
با دوستِ باورمند چطور حرف بزنیم
با پذیرفتن بخش درست حرفش شروع کنید، نه با رد کردنش:
- بخش درست را بپذیرید: دیوار یخی واقعاً هست و بیشتر عکسهایش هم واقعیاند.
- با هم یک آزمون بکنید، نه یک بحث: دوربین قطب را با هم باز کنید یا زمان یک پرواز جنوبی را با هم حساب کنید.
- بپرسید «از کجا میدانی؟»، نه بگویید «اشتباه میکنی»: کسی که خودش به جواب برسد، آن را نگه میدارد.
قدم بعدی را کوچک نگه دارید: برای یک شب صاف، زمان گذر سهیل در شهر خودتان را از آسماننما پیدا کنید و پیشبینی ارتفاع را بنویسید. اگر با دوستی دربارهٔ زمین تخت حرف میزنید، پیش از رصد از او هم پیشبینی عددی بخواهید. آن وقت گفتوگو یک نتیجهٔ قابلبررسی دارد.







